مولف ناشناخته
241
تاريخ شاهى ( فارسى )
بودند و هريكى از ايشان به اعتماد ديگرى تهاون و تكاسل مىنمودند و از آمد و شد ايشان جز اختلاف هوا حاصلى ديگر نبود . به تازگى رايى پاكيزه و تدبيرى صواب درين معنى فرمود - گزيدهء عقل و پسنديدهء عقلا : مثال داد كه محافظت بم و حراست آن قلعهء محكم - كه از معظمات ممالك كرمان است - به لشكر ترك حواله باشد - و سردار ايشان سنگر ملك ، و حفظ و حمايت جيرفت به سپاه تازيك 94 و امراء ايشان مفوّض - و پيشواى ايشان ملك نجم الدين پسر شمس الدين عمر . و به ضرورت [ 470 ] در حفظ و وقايت اين دو ناحيت - كه به كمال فسحت مشهوراند و به وفور بسطت مذكور - به وجود مردان نامدار و دليران كارزار احتياج مىافتاد . مشتمل بر عددى تمام و ساز و آيينى با نظام ، و هيچكس از امرا و ولاة قديم بر مزاج كرمان آن وقوف نيافته است و بدان عبارت تقرير نكرده كه غضبان بن القبعثرى 95 كه در جواب سئوال حجاج يوسف گفت : ان كثر الجيش بها جاعوا ، و ان قلّوا ضاعوا ، يعنى اگر سپاه و عدد لشكر كرمان بسيار باشند بر خوان معايش و ارزاق گرسنه و جائع مانند ، و اگر اندك باشند در دفع خصوم و اعادى بىفايده و ضايع بوند . پس چون در ضبط و ترتيب ولايت فكرى دقيق و نظرى عميق كرد ، از حشمى كثير ناگريز بود تا حدود ولايات محفوظ و مضبوط گشتى ، و از مالى خطير ناچار تا معايش و ارزاق حشم ساخته و پرداخته شدى . در اطراف و اكناف ممالك هر باب كه مدبر [ 471 ] توجيه روى بدان مىآورد بسته مىديد و هر شاخ كه محصل تثمير دست در آن مىزد شكسته مىيافت . قوت مطيه طاقت اكره « 1 » 96 از تصادم اعباء محصلان تكاليف منتهى گشته ، و جوف كيسهء ثروت محترفه از تزاحم متقاضيان قحط و غلا تهى شده ؛ در آينهء ضمير ، صورت اين تدبير چنان مىنمود و معبّر خاطر ، هيأت اين واقعه را چنان تعبير مىكرد كه بىشبهت مفتاح ابواب اين مشكلات در دست تصرف ارباب ثروت است و مصباح كشف اين ظلمات در مشكاة توليت اصحاب مكنت ، بيت :
--> ( 1 ) - در اصل : اكراه